باز آمد بوی گند مدرسه

زود رسیدم مدرسه و می دونستم کدوم کلاسم و هم کلاسیام رو می شناختم چون از 2 تا 19 شهریور رفته بودم مدرسه اما این روز اول با اون روز اول فرق داشت بعد آدم یه استرس خوشایندی میگیره، حالا بگذریم که روز اول یک سری عذاب هایی رو هم به همراه داره مثلا اینکه 45 دقیقه باید سر صف سرپا بایستیم و به قرآن و حرف های آقایی که توی 8 سال دفاغ مقدس نقش چغندر رو بازی میکرده اما به اندازه ی کل عمرش از جنگ خاطره داره گوش کنیم و زنگ های تفریحش باز آمد بوی ماه مدرسه رو با اکو گوش بدیم "باز آمد بوی ماه مدرسه رو چندین بچه ی فلک زده با فریاد های دردناکی یا جیغ های دردناکی می خونن و با اکو هیچی ازش نمیفهمی به جز صداهای مبهم و ترسناکی که توی گوشت می پیچه و گوشت تنت میریزه همچین!" بعد که وارد ساختمان می شی با یک تعدادی صحنه ی این شکلی مواجه میشی: طبقه ی دوم فقط مال پیش دانشگاهی هاست و با شیشه از راهرو جدا شده که صدا مزاحمشون نشه احتمالا و از پشت اون یک سری بدبخت رو میبینی که دارن تست میزنن یا طبقه ی بالاش که مال دبیرستانیاست هم یه عالمه بچه با موهای ژولیده و چشم های سرخ به تو خیره میشن و به هم نشونت می دن و میگن وااااای چقدر شبیه فلانیه!!!!! یا اینکه جلو در دفتر رو زمین نشسته ان و به ناظم که پشت میزش اون تو نشسته خیره شدن یا توی کلاسا همه سرشون رو میزاشونه...کل این تقریبا یه ماهی که من رفتم مدرسه همه ی اونایی که مال راهنمایی ی همین جا بودن منو هی به هم نشون میدادن می خندیدن و می گفتن هی تو چقدر شبیه اون یارویی ولی خب من هیچ ربطی به اون یارو نداشتم و...
تازه از همه بدتر اینه که باید با سرویس برم و تو سرویس فقط دو نفریم خوشم نمیاد از راننده سرویسه هم بدم میاد ازین آهنگ مزخرفا میزاره هی
ولی کلا مدرسه جای خوبیه که بچه ها داوطلبانه میرن که شکنجه بشن یا با زور پدر و مادر میرن که شکنجه شن! 
آخه ینی چی که پاییز فصل به این خوبی باید اینجوری حروم بشه؟ 

/ 2 نظر / 11 بازدید
bahareh

اینم آدرس وب خودم! عنوان این مطلبت عااااااااااااااااالیه!به جون تو![تایید]