مردمای تو کویر

گونه هاش،پوست انار؛ لباش دو خط افق، چشماش خیره به دوردست، دستاش به پهنیه دشت؛ پاهاش سوخته و ترک ترک تو کویر فرز و ظریف دنبال یه سایه می گشت...

(من تا به حال کویر نرفتم ولی از تعریف بقیه به این نتیجه رسیدم که می تونن اینطوری باشن مردمشون...اگه میرفتم و از نزدیک می دیدمشون نمی تونستم چنین توصیفی بنویسم چون آدما وقتی چیزی رو خوب می نویسن که از درکش عاجزن)

/ 3 نظر / 7 بازدید
محمد

جای شما خالی ، زیاد مارمولک داریم. گرمه هوا ، مارمولک هم از درو دیوار حیاط میره بالا [نیشخند]

محمود

مارمولک خان شما چطور مارمولکی هستی که تا حالا کویر رو ندیدی؟ توصیفت هم خوب بود.

بهاره

توصیف خوبی بود کتلت جون! ام با قسمت آخر موافق نیستم! خیلیا هم هستن که باید چیزیو ببینن تا بتونن توصیفش کنن![زبان]