*احساس خفگی

با لباس رفته اند توی آب دریا، فقط آن دو نفر توی آبند و در ساحل هم کسی نیست... آب گرم است ولی هوا سرد، آخر همین یک دقیقه ی پیش بود که از شدت آفتاب اخم کرده بودند اما حالا هوا ابری و سرد و تاریک است، با لباس رفته اند توی آب و از ساحل دور میشوند، بیشتر شنا میکنند و دورتر میشوند... آب تیره است، بیشتر شنا میکنند و کمی بعد میفهمند که دیگر نمیتوانند همدیگر را ببینند... مه گرفته است... مه آنقدر غلیظ است که دستهای خودشان را هم نمیتوانند ببینند، آنها با لباس توی آب رفته اند و از ساحل دورند و هوا تاریک و سرد است؛
و دریا را سراسر مه گرفته است...

/ 0 نظر / 10 بازدید