اولین برف 92

صبح از پنجره ی بخار گرفته بیرون رو نگاه کردم و به این فکر کردم که امسال پوتین ندارم...با کتونی های سوراخ رفتم و بعد از پوشیدن کفش یادم اومد که شال گردنم توی اتاقه و نمی ارزید دوباره کفشامو دربیارم...صبح مشکلی نبود با ماشین خودمون رفتم مدرسه! با اینکه پنج شنبه بود ولی کلاس فیزیک و ریاضی داشتم و قسمت هیجان انگیز مدرسه که یعنی تئاتر! کلی خوش گذشت و اینا ولی گلوم درد می کرد نمی تونستم خوب واق واق کنم...نقش سگ رو توی نمایش دارم آخه!!! برگشتنی برف شدید بود و اون بچه ای که همیشه باهاش تا یه جایی میرفتم (باباش منو میرسوند) می خواست بره خونه ی یکی دیگه و در نتیجه با اتوبوس...اتوبوس انگار که هر سه ماه یه بار میاد یه سری میزنه میره! هرچی وایسادم نیومد چند تا پسر دبیرستانی دراز هم اونجا بودن که کل ایستگاه رو پر کرده بودن ینی ایستگاه جا نداشت منم زیر برف (یه کم هم زیر چنار های عزیز لخت) ایستادم تا اتوبوس بالاخره اومد...پاهام خیس بودن و یخ زده بودن...از پل هوایی رفتم اون طرف زیر پل یک پسر جوان این طرف پل و یک پیرمرد آن طرف پل در حال دست فروشی و سوت زدن... اتوبوس قبل از من رسید بود، وای نه!...پاید با اون کتونیای داغون و لیز میدوییدم؟! دویدم ولی نیوفتادم و سوار شدم هیچ کس به جز من و سه تا سرباز توی کل اتوبوس نبود... داشتم پیاده می شدم ولی هنوز یه پامو نزاشته بودم زمین که اتوبوس راه افتاد داشتم با مغز میرفتم توی جدول کنار خیابون که یه چند قدمی با کله رفتم تا به تعادل رسیدم... داشتم نگاه میکردم ببینم ماشین هست یا نه که بالاخره خوردم زمین ولی هیچیم نشد!!! فقط از فرق سرم تا اون آخر خیس و گلی شده بود...بعد سوار ماشین دربست شدم و تا رسیدم خونه دیدم بابا از در اومد بیرون با یه چتر و گفت نگران شده بودم داشتم میومدم دنبالت...یکم که خیالش راحت شدو اینا شروع کرد:"آخه تو عقلت نمیرسه صبح که داری میری چتر با خودت ببری؟ نگاه کن کفشاشو!!! یه دو دقیقه زود تر میرسیدی من اینهمه لباس نمی پوشیدم..." و غرغر ادامه دارد...(امسال اصلا برف اول جذاب نبود برام به جز یه صحنه که روی پل عابر پیاده وایستاده بودم و داشتم نگاه می کردم و دنیا از هیچ طرف انتها نداشت و محو بود و با هر قدم کمی از دنیا شکل میگرفت! ماشین ها از بینهایب یک دفعه ظاهر میشدند و از زیر پایت رد می شدند و دوباره در بینهایت فرو می رفتند...)

/ 1 نظر / 10 بازدید
yeganeh

خیلی قشنگ نوشتی [ماچ]