بزرگترین اعتراف تاریخ!

من کل سال چهارم دبستان رو از روی بقل دستیم تقلب کردم ول همش نمره هام کامل بوده! بعد امتحانای ترمم رو ریدم و وقتی رفتم کارنامه بگیرم معلممون دوتا دستاش رو گذاشت رو شونه هام! انقدر چاق و ترسناک بود که کمر درد گرفتم!! بعد زل زد تو چشام من تو دلم گفتم یا خدا حتمن فهمیده! دیگه داشتم کم کم میشاشیدم تو خودم از ترس! دندوناش شبیه دندون هیولا ها بود توی فیلم ترسناکا! زرد بود و پایینشون هفتی هشتی بود! خیلی خیلی از نزدیک ترسناک بود! بعد کارنامه رو داد دستم! نگاه کردم، معدل:20
بعد با بیشترین حد تعجبی که میتونستم از خودم نشون بدم به معلممون نگاه کردم! یه کمی هم شرمنده بودم، بهم گفت چون در طول سال شاگرد خوبی بودی به من نشون دادی که سطح دانشت بیشتر از ایناست! من مطمئن بودم که نمره بالای 16 ندارم توی کارنامه ام! ولی همه رو بهم بیست داده بود! بهم گفت بخاطر اینکه همه ی نمره هات کامل بوده بهت ارفاق کردم...ولی معلم های دیگه اینطور نیستن! بعد من بدون اینکه چیزی بگم برگشتم و داشتم میرفتم که صداش رو شنیدم از پشت سرم گفت:"موفق باشی"
"موفق باشی" موفق باشی موفق باشی! خیلی حرف بدیه! انگار بد ترین فحش ممکن رو بهم داده باشن! یه چیزی تو مایه های برو بمیره! یه چیزی که انگار میگه تا اینجا که ریدی! امیدوارم در ادامه بیشتر نرینی!
یه اعتراف کوچیک! اصلا ناراحت نیستم ازین که 9 ماه رو با تقلب کردن گذروندم! ولی این 9 ماه باعث شد دیگه هیچ وقت به نفع خودم تقلب نکنم! 

/ 0 نظر / 8 بازدید